ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
241
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
نمايد . سعدى از نزد او بيرون رفت و گروه بسيارى از كردها گرد او جمع آمدند . و به ابراهيم ينال رسيد اما آنچه را كه در طلبش بود ( آزادى سرخاب ) نزد او نيافت . پس از ينال جدا شد و به « دسكره » بازگشت و نامه بخليفه و نواب پادشاه ابى كاليجار نوشت و به طاعت خود بازگشت و در « دسكره » اقامت گزيد . بيان تصرف قلعهء كنگاور بوسيلهء ابراهيم ينال در اين سال ابراهيم ينال به قلعه كنگاور رفت . در آنجا عكبر بن فارس دوست كرشاسب بن علاء الدوله قلعه را محافظت ميكرد و عكبر مانع از ورود ينال به قلعه شد . و در قلعه ماند تا ذخايرش كه اندك بود تمام شد . همين كه ذخايرش ته كشيد ، به انبارهاى اغذيه كه در قلعه بود روى آورد و آنها را پر از خاك و سنگ نمود و درهاى آنها را بست و از داخل درهاى بسته اندك خواربارى روى خاك و سنگ ميپراكند و به ابراهيم ينال كه او را محاصره كرده بود نامهاى دربارهء تسليم خود نوشت به شرط اينكه به او و مردانى كه در قلعه هستند زينهار بخشد و تضمين امنيت اموالى كه در قلعه هست بكند ، ابراهيم ينال نامهاى در پاسخ او با پيكى فرستاد و شرايط او را پذيرفت جز در مورد اموال عكبر پيك ابراهيم را بهمراه گرفت و او را بانبارهاى خواربار برد و گردش داد و مواضع در بسته را پيش چشم او گشود و پيك ينال آنها را مملو از خواربار بديد و گمان كرد همهء آنها ذخاير غذائى است و عكبر به او گفت : من از ترس بدراز كشانده شدن نبرد ، با سرور تو مكاتبه نكردم و بسبب تمام شدن خواربار هم نامه ننوشتم كه جلب شفقت او كرده باشم . و لكن دوست داشتم كه به طاعت او درآيم . هر گاه به من و آنچه خواستم و بامير كرشاسب و اموال او و كسانى كه در قلعه هستند تضمين امنيت نمايد و زينهار بخشد ، قلعه را به او تسليم خواهم كرد و هم او از ماندن در پيرامون قلعه بستوه نخواهد آمد . همين كه رسول ابراهيم بازگشت و او را آگاه از ما وقع نمود ، ينال - خواستههاى او را پذيرفت و عكبر از قلعه به زير آمد و قلعه را تسليم ينال كرد ، و او همين كه